صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

36

رسالهء سه اصل ( فارسى )

[ باب چهارم ] فصل اول در بيان نتيجه اعراض از معرفت نفس و علم معاد ( 58 ) و آن ظلمت دل و عماى بصيرتست . " فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ " . و همچنين ضيق صدر و عذاب قبر و معيشت ضنك و دل تنگ نصيب جاهلانست از جهت فراموشى از ياد حق . " وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى " . ( 59 ) بدان كه اين چشم و گوش كه حالا آدمى بدان چيزها را مىبيند و مىشنود عاريتى است ، و قوامش به اين بدنست كه در خاك مىريزد و مىپوسد . و انسان را چشم و گوش ديگر هست كه آن حقيقى است و در آخرت باقيست ، زيرا كه نتيجه نور معرفتست و از لوازم حيات نشاه ثانيست كه قائم بروحست ، و در بدن مكتسب اخروى ظاهر مىشود چنانچه نزد دانندگان معرفت احوال معاد روشن و ثابت گشته . ( 60 ) اكنون چون جاهل بعلم نفس را گمان آنست كه اين چشم و گوش و حواس دنيا امر او را ثابتست و غاريتى نيست ، و خود را بدين چشم و گوش